آکادمی کالور

کلیپ مهدوی,پادکست های مهدوی,اموزش های درباره امام زمان(عج)

سبد خرید 0

چرا باید برای امام زمان(عج) دعا کنیم

چرا باید برای امام زمان(عج) دعا کنیم

چرا باید برای امام زمان(عج) دعا کنیم

۱ – إستنصار و یاری خواستن آن حضرت

در حرف (ظ) و حرف (ک) در شباهتهای آن حضرت به جدش ابوعبداللَّه الحسین علیه السلام و حرف (ن) در نداهای آن حضرت، مطالب مناسبی خواهد آمد اِنْ شاء اللَّه تَعالی.


۲ – إغاثه [داد رسی] ستمدیدگان از ما شیعه

در توقیعی که آن حضرت به شیخ مفید نوشته اند آمده: ما نظر خود را از شما برنمی گیریم [که به حال خود وابمانید] و فراموشتان نمی کنیم، اگر چنین نبود گرفتاریها شما را از پای می‌انداخت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.(۱)

برای مطالعه بیشتر روی عبارت زیر کلیک نمایید

داستان صوتی تهران ساعت ۲۴

خوش دارم که در اینجا جریانی را بیاورم که عالم فاضل ربانی حاج میرزا حسین نوری – که خداوند بر نور و درجه اش در آخرت بیفزاید – در کتاب جَنَّةُ الْمَأوی در بیان کسانی که سعادت دیدار حضرت حجّت یا دیدن معجزات حضرتش در غیبت کبری نصیبشان شده، آورده است. میرزا حسین نوری می‌گوید: عالم جلیل و دانشمند بزرگوار: مَجْمَعُ الْفَضائِل وَ الْفَواضِل الصَّفِیُّ الْوَفِیُّ شیخ علی رشتی که عالمی نیکوکار و زاهدی پرهیزکار از شاگردان سیّد سَنَد و استاد اعظم حجة الاسلام میرزای بزرگ شیرازی بود، و چون مردم نواحی فارس مکرر شکایت و گلایه داشتند از اینکه عالم و روحانی کاملی ندارند، میرزای شیرازی ایشان را بدانجا فرستاد و پیوسته در میان آنها با کمال احترام زندگی کرد تا وفات یافت. من با او در سفر و حضر مصاحبت داشته ام، کمتر کسی را در اخلاق و فضل نظیرش دیده ام.

برای مطالعه بیشتر روی عبارت زیر کلیک نمایید

نشانه های ظهور حضرت عیسی

وی گفت: در یکی از سفرها که از زیارت حضرت ابی عبداللَّه علیه السلام به سوی نجف اشرف از راه فرات بازمی گشتم، در کشتی کوچکی که بین کربلا و طویریج بود سوار شدم از طویریج راه حلّه و نجف جدا می‌شود، مسافرین که همه اهل حلّه بودند به بازیگری و بی عاری و مزاح مشغول شدند به جز یک نفر که با اینکه با ایشان بود احیاناً همسفرها بر مذهب او خرده می‌گرفتند و او را سرزنش می‌کردند با کمال متانت نشسته بود، و هیچ شوخی نمی کرد و نمی خندید. از این وضع در تعجب بودم تا اینکه به جایی رسیدیم که آب کم بود و ناچار صاحب کشتی ما را بیرون فرستاد. در کنار نهر که می‌رفتیم. به طور اتّفاقی با آن شخص همراه شدم. از او پرسیدم: علت کناره گیری اش از وضع همسفریها و خرده گیری آنها در مذهب او چیست؟ گفت: اینها از اهل سنّت و خویشاوند منند پدرم نیز از ایشان است ولی مادرم از اهل ایمان، من نیز مذهب آنها را داشتم…

و به برکت حضرت حجّت صاحب الزمان عجل اللَّه تعالی فرجه شیعه شدم. از علت و نحوه تشیع او سؤال کردم، جواب داد: اسم من یاقوت؛ و شغلم روغن فروشی کنار پل حله است. در یکی از سالها برای خریدن روغن از شهر حله بیرون رفتم تا از صحرانشینان روغن وارد کنم. چند منزل رفتم تا آنچه می‌خواستم خریدم و به اتفاق عدّه ای از اهالی حلّه بازگشتم و در یکی از منزلها که فرود آمدیم و خوابیدیم، وقتی بیدار شدم، دیدم همه رفته اند و من در صحرای بی آب

(۱) الاحتجاج؛ ۲/۳۲۳

culvera

مطالب مرتبط

دیدگاه ها

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی :
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

13 − 10 =